رفتن به محتوای اصلی
x
اثر پیشرفت مراحل تجزیه بر سینتیك آمیدوهیدرولازها در لاشبرگ های جنگلی
تاریخ دفاع
مقطع تحصیلی
كارشناسی ارشد
گروه آموزشی
علوم و مهندسی خاك
استاد

فرشید نوربخش

لاشبرگ زیستگاهی متشکل از بقایای گیاهی مرده در کف جنگل است. این زیستگاه تنها یک انباشت ساده نیست، بلکه به عنوان محیطی برای تکثیر میکروارگانیسم هاو در نتیجه یک منبع تغذیه ای پویا و یک سیستم بازچرخ طبیعی می باشد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیرپذیری ثابت های سینتیکی آمیدوهیدرولازهایی چون اوره آز، ال-آسپاراجیناز و ال-گلوتامیناز از پیشرفت مراحل تجزیه در اکوسیستم لاشبرگ درختان بلوط و کاج صورت گرفت. به علاوه پاسخ شاخص های ترمودینامیکی اوره آز نیز مورد بررسی قرار گرفت. نمونه های لاشبرگ بلوط و کاج به ترتیب از جنگل های بلوط در استان چهار محال و بختیاری، روستای دلورا و جنگل کاج دانشگاه صنعتی اصفهان جمع آوری شدند. نمونه های لاشبرگ بلوط بر اساس ارزیابی های مشاهده ای ، در چهار مرحله مشخص شامل برگ تازه ، مراحل تجزیه اندک، متوسط و زیاد، طبقه بندی شدند، در حالی که در لاشبرگ های کاج، تنها دو مرحله شامل برگ تازه و برگ در حال تجزیه، قابل تشخیص بود. پس از اندازه گیری فعالیت های آمیدوهیدرولازها در تمام نمونه های لاشبرگ، ثابت های سینتیکی شامل Km و Vmax ، با استفاده از روش مایکلیس- منتن و به کمک روش های خطی سازی لاینویور- برک، ایدی-هافستی و هینز-ولف محاسبه گردید. نتایج این پژوهش نشان داد در نمونه های بلوط فعالیت آنزیمی با گذر از مرحله برگ تازه به مرحله تجزیه اندک افزایش یافت، لیکن این روند در مراحل بعدی تجزیه مشاهده نشد و فعالیت آنزیمی با ادامه تجزیه روند کاهنده داشت. بنابراین بیشترین فعالیت آنزیمی در مرحله تجزیه اندک مشاهده شد. در برگ های کاج فعالیت آنزیمی در گذر از مرحله برگ تازه به مرحله لاشبرگ در حال تجزیه کاهش داشت، لذا در نمونه های کاج بیشترین فعالیت اوره آز در مرحله برگ تازه مشاهده شد. ضرایب تبیین برای هر سه روش خطی سازی محاسبه شد و نتایج نشان داد روش لاینویور-برک از نظر دقت، عملکرد بهتری نسبت به دو روش دیگر داشته است و می توان آن را به عنوان روش پیشنهادی در تحلیل داده های سینتیکی اوره آز معرفی کرد. با توجه به مقادیر محاسبه شده از روش لاینویور-برک بالاترین مقدار Km در مرحله برگ تازه نمونه های بلوط مشاهده شد و با گذر از مرحله برگ تازه به مرحله تجزیه اندک مقدار Km کاهش چشمگیری داشت. در لاشبرگ های کاج مقدار Kmبا گذر از مرحله برگ تازه به مرحله لاشبرگ در حال تجزیه افزایش یافت و بالاترین مقدار Km در مرحله لاشبرگ در حال تجزیه مشاهده شد. با توجه به مقادیر محاسبه شده از روش لاینویور-برک بالاترین مقدار Vmax در مرحله برگ تازه بلوط مشاهده شد و با پیشرفت تجزیه از مرحله برگ تازه به مرحله تجزیه اندک این مقدار کاسته شد. در لاشبرگ های کاج مقدار Vmax با گذر از مرحله برگ تازه به مرحله لاشبرگ در حال تجزیه کاهش یافت و بالاترین مقدار Km در مرحله برگ تازه مشاهده شد. ضرایب تبیین برای هر سه روش خطی سازی محاسبه شد و نتایج نشان داد روش هینز-ولف از نظر دقت، عملکرد بهتری نسبت به دو روش دیگر داشته است و می توان آن را به عنوان روش پیشنهادی در تحلیل داده های سینتیکی ال-آسپاراجیناز معرفی کرد. با توجه به مقادیر محاسبه شده از روش هینز-ولف بالاترین مقدار Km در مرحله لاشبرگ کاج در حال تجزیه مشاهده شد. همچنین بالاترین مقدار Vmax در مرحله برگ تازه کاج مشاهده شد. ضرایب تبیین برای هر سه روش خطی سازی محاسبه شد و نتایج نشان داد روش هینز-ولف از نظر دقت، عملکرد بهتری نسبت به دو روش دیگر داشته است و می توان آن را به عنوان روش پیشنهادی در تحلیل داده های سینتیکی ال-گلوتامیناز معرفی کرد. با توجه به مقادیر محاسبه شده از روش هینز-ولف بالاترین مقدار Km در مرحله برگ تازه کاج مشاهده شد. همچنین بالاترین مقدار Vmax در مرحله برگ تازه کاج مشاهده شد. مقادیرانرژی فعال سازی و ضریب دمایی درمرحله برگ تازه بلوط بیشینه است. پس از آن در برگ های L1 به شدت کاهش یافته و آنگاه به تدریج با پیشرفت مراحل تجزیه از L1 به L2 و آنگاه از L2 به L3 افزایش می یابد. فعالیت آنزیمی آمیدوهیدرولازها در مراحل ابتدایی تجزیه لاشبرگ افزایش یافت، لیکن در مراحل بعدی کاهش نشان داد و بیشترین فعالیت در مرحله آغازین مشاهده شد. این یافته ها با تغییرات پارامترهای Kmو Vmax هم راستا بود.

کلمات کلیدی: تجزیه لاشبرگ، آنزیم های آمیدوهیدرولاز، بلوط، کاج، چرخه نیتروژن

تحت نظارت وف ایرانی