رفتن به محتوای اصلی
x
آسیب شناسی روند تحولات معماری منظر روستاها: موردكاوی روستای منشاد، شهرستان مهریز، استان یزد
تاریخ دفاع
مقطع تحصیلی
كارشناسی ارشد
گروه آموزشی
توسعه روستایی
استاد

علی یوسفی

منظر روستایی به عنوان بازتاب پیوند تاریخی انسان و طبیعت و حامل هویت فرهنگی و زیست محیطی جوامع روستایی، در دهه های اخیر متأثر از عواملی چون مدرنیزاسیون، تغییرات اجتماعی-اقتصادی و ورود سرمایه های شهری با دگرگونی هایی عمیق مواجه شده است. این دگرگونی ها با تخریب تدریجی بافت های تاریخی، تغییر کاربری اراضی کشاورزی و باغی، رشد سکونت های غیردائم و جایگزینی معماری بومی با الگوهای ناهمگون همراه بوده و تهدیدی جدی برای پایداری کالبدی، زیستی و هویتی بافت و منظر روستایی محسوب می شود. پژوهش حاضر باهدف آسیب شناسی روند تحولات معماری منظر روستاهای ییلاقی مناطق مرکزی کشور با تأکید بر روستای منشاد استان یزد انجام شد تا ضمن شناسایی اصول و شاخص های معماری منظر پایدار، پیامدهای اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و اقتصادی این تحولات را در طول زمان مورد تحلیل قرار دهد. این تحقیق از نوع موردکاوی آمیخته است و داده ها به صورت هم زمان کمی و کیفی گردآوری شد. داده های کمی از طریق پرسش نامه ساخت یافته و با استفاده از نمونه گیری تصادفی سیستماتیک گردآوری شد. مشاهدات میدانی، منابع اسنادی و مصاحبه های باز نیز در این پژوهش گردآوری شدند. داده های کمی با استفاده از آزمون های ناپارامتریک تحلیل و نتایج آن در قالب نقشه های تحلیلی تغییرات معماری منظر نمایش داده شد. هم زمان، داده های کیفی نیز از طریق تحلیل محتوای مصاحبه ها تفسیر گردید. یافته ها نشان داد که در دو دهه اخیر، شاخص های کیفیت زندگی، حفظ هویت و میراث فرهنگی، تاب آوری اقلیمی و منافع اقتصادی به عنوان ابعاد اصلی پژوهش؛ به طور معناداری کاهش یافته و در سطح کم قرار دارند. در بعد کیفیت زندگی، کاهش رضایت از خدمات زیربنایی، محدودیت فضاهای عمومی و افت احساس امنیت اجتماعی بیش از همه به چشم می خورد که ارتباط مستقیم با گسترش ساخت وسازهای بی ضابطه و تغییر الگوهای سکونت دارد. بیشترین دلیل افت منافع اقتصادی ریشه در افول کشاورزی سنتی، گسترش بسازوبفروشی و وابستگی فزاینده به درآمدهای ناشی از آن ها دارد. ابعاد حفظ هویت و میراث فرهنگی و تاب آوری اقلیمی نیز همانند سایر ابعاد در سطح کم قرار داشته و هرچند افت آن ها اندکی ملایم تر است، اما همچنان در معرض تهدید ناشی از مصالح غیربومی، تغییر فرم های معماری و کاهش ارتباط ساکنان با دانش بومی قرار دارند. روندهایی نظیر تبدیل باغ ها به قطعات خرد و کاربری های مسکونی، رشد ساخت وسازهای ناهمگون، افزایش سکونت های موقت و تغییر الگوهای فضایی روستا از ساختار سنتی به نیمه سنتی و مدرن، ضمن ایجاد گسست در هویت فرهنگی، به کاهش انسجام کالبدی و آسیب پذیری بیشتر در برابر مخاطرات محیطی منجر شده اند. تحلیل کیفی مصاحبه ها نیز بر نگرانی جامعه محلی نسبت به تضعیف پیوندهای اجتماعی و احساس ازدست رفتن اصالت و هویت روستا تأکید داشت. بر اساس این یافته ها، پژوهش حاضر ضمن ارائه چارچوبی تلفیقی برای آسیب شناسی منظر روستایی، بر ضرورت بازاندیشی در سیاست گذاری توسعه روستایی تأکید دارد. در سطح عملیاتی، تدوین برنامه ای جامع و میان رشته ای برای حفاظت و مرمت بافت و منظر بومی همراه با وضع مقررات کنترلی و مشوق های اقتصادی برای بازسازی مبتنی بر مصالح و الگوهای محلی و بوم محور پیشنهاد می شود. در سطح علمی، انجام مطالعات تطبیقی میان روستاهای مشابه و بهره گیری از رویکرد های فرارشته ای در راستای بهبود تاب آوری روستاها توصیه می گردد.

کلمات کلیدی: آسیب شناسی معماری منظر، توسعه روستایی، تحولات منظر، روستای منشاد.

تحت نظارت وف ایرانی