رفتن به محتوای اصلی
x
تجربه نگاری ناامنی آبی در خانوارهای روستایی استان چهارمحال و بختیاری
تاریخ دفاع
مقطع تحصیلی
كارشناسی ارشد
گروه آموزشی
توسعه روستایی
استاد

علی یوسفی

امنیت آبی مفهومی چندبعدی است که دلالت بر آن دارد آحاد جامعه باید به آب سالم به مقدار کافی با هزینه ای قابل قبول در مکان موردنیاز دسترسی داشته باشند. با وجود پوشش بالای زیرساخت های آبی در روستاهای ایران، واقعیت تجربیات روستاییان از خدمات تأمین آب شرب و بهداشتی ارائه شده، متفاوت است و تا حد زیادی در دستیابی به راه حل های پایدار امنیت آبی، موفقیتی حاصل نشده است ناامنی آبی را نمی توان صرفا یک مسئله فنی یا محدود به کمبود منابع دانست، بلکه باید آن را تجربه ای زیسته، پیچیده و چندوجهی در نظر گرفت که به طور مستقیم در سلامت جسمی و روانی، معیشت اقتصادی و انسجام اجتماعی و فرهنگی بازتاب می یابد. این پژوهش به تجربه نگاری ناامنی آبی در خانوارهای روستایی استان چهارمحال وبختیاری با استفاده از شاخص تجربه ناامنی آبی خانوار (HWISE) می پردازد. مطالعه مورد نظر از نوع کاربردی و با رویکرد پیمایشی -توصیفی است. جامعه آماری شامل زنان خانوارهای روستایی استان چهارمحال و بختیاری است که براساس نمونه گیری خوشه ای -طبقه ای از بین 8 روستا حجم نمونه 316 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ساختاریافته HWISE است که پس از ترجمه، بازبینی و اعتبار سنجی مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون کای اسکوئر، کرامر وی، آزمون دوجمله ای و جداول متقاطع استفاده شده است. یافته ها سه الگوی اصلی وضعیت آبی را در میان روستاهای مورد مطالعه نشان می دهند: الگوی نخست امنیت بالا که در برخی روستاها مشاهده می شود و با شبکه رسمی پایدار و مدیریت محلی مؤثر همراه است و در نتیجه سطح تاب آوری آبی را بالا نگه می دارد. الگوی دوم تنش مزمن نظام مند است؛ در این وضعیت شبکه رسمی حضور دارد اما کارایی و قابلیت اطمینان آن پایین است و خانوارها در معرض استرس و نااطمینانی مداوم قرار دارند. الگوی سوم بحران حاد است که در روستاهایی که تحت پوشش شرکت آب و فاضلاب نمی باشند یا شبکه آنان دچار فرسودگی و ازکارافتادگی شده، رخ می دهد؛ در این مناطق فروپاشی عملکرد شبکه و کمبود مزمن آب خانوارها را وادار به استفاده از خدمات اضطراری آبرسانی سیار دولتی و هم زمان سرمایه گذاری های خصوصی اضطراری (نصب پمپ، ایجاد مخزن) کرده است. همچنین، ناامنی آبی در این استان ماهیتی مکانی و ساختاری دارد و تفاوت میان جوامع مختلف بیش از تفاوت های تصادفی است؛ برخی جوامع عملا امن اند، برخی دچار تنش مزمن اند و برخی دیگر با شکاف درون روستایی شدید مواجه اند. این ناهمگنی فضایی تأکید می کند که تحلیل و سیاست گذاری باید تفکیک شده و محلی محور باشد؛ زیرا تفاوت میان روستاها در تعیین ماهیت و شدت ناامنی آبی به اندازه تفاوت میان خانوارها اهمیت دارد.جمع بندی این مطالعه نشان می دهد که سنجش ناامنی آبی تنها با معیارهای فیزیکی و زیرساختی کافی نیست. ناامنی آبی بازتابی از نابرابری فضایی و طبقاتی است؛ در جایی که خدمات عمومی ناکارآمد است، امنیت آبی به کالایی خصوصی تبدیل می شود که تنها خانوارهای دارای سرمایه ی اقتصادی می توانند آن را خریداری کنند. این امر ضرورت سیاست گذاری عدالت محور در بخش آب را برجسته می کند.

کلمات کلیدی: امنیت آبی، تجربه نگاری

تحت نظارت وف ایرانی