تأثیر كانی های پالیگورسكیت و اسمكتیت بر آزادسازی پتاسیم از فلوگوپیت در محیط ریشه گیاه جو و یونجه
تاریخ دفاع
مقطع تحصیلی
كارشناسی ارشد
گروه آموزشی
علوم و مهندسی خاك
استاد
حسین خادمی موغاری
خاک¬های مناطق خشک و نیمه خشک دارای مقادیر قابل توجهی کانی¬های ¬ میکائی هستند که به عنوان کانی¬های 2:1 و پتاسیم¬-دار نقش مهمی در تغذیه گیاهان ایفا می¬¬نمایند. کانی¬های سیلیکاته¬ دیگر از جمله پالیگورسکیت و اسمکتیت نیز به مقدار متفاوت در این خاک¬ها وجود داردکه به عنوان کانی¬های 2:1 شناخته شده و پتانسیل جذب و تثبیت پتاسیم را دارند. حضور مقدار فراوان کانی¬های رسی 2:1 در محیط ریشه گیاه می¬تواند رهاسازی پتاسیم از کانی¬های میکایی را تحت تأثیر قرار دهد که تا کنون مورد بررسی قرار نگرفته است. اهداف این پژوهش عبارتند از: (1) بررسی اثر کانی¬های 2:1 پالیگورسکیت و اسمکتیت در مقایسه با کانی رسی 1:1 کائولینیت بر آزادسازی پتاسیم از میکای فلوگوپیت در محیط ریشه، (2) بررسی تأثیر میزان کانی رسی همراه (پالیگورسکیت، اسمکتیت و کائولینیت) بر مقدار پتاسیم رهاسازی و جذب شده، (3) بررسی اثر نوع گیاه بر میزان رهاسازی پتاسیم از فلوگوپیت در حضور کانیهای رسی. این تحقیق به صورت گلخانهای در قالب طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل و چهار تکرار به صورت جداگانه بر روی دو گیاه جو و یونجه انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل نوع کانی رسی همراه در بستر کشت (پالیگورسکیت، اسمکتیت و کائولینیت) و سطوح مختلف کانی شامل صفر (شاهد)، 1، 5/1 و2 درصد بود. جهت اجرای آزمایش نمونه رسوب دارای کانی پالیگورسکیت غالب از منطقه رامشه، نمونه خاک حاوی اسمکتیت غالب از منطقه کوهرنگ و نمونه کائولینیت جورجیا از انجمن کانیشناسی رسی تهیه شد. پس از بررسی کانی شناسی به روش پراش پرتو ایکس، بخش رس فاقد آهک نمونه¬ها جدا شد. نمونه¬های آماده شده از کانی¬ها با میکای فلوگوپیت ترکیب شده و به صورت مخلوط با شن کوارتزی به عنوان ماده پرکننده در گلدان¬های 700 گرمی تحت کشت دو گیاه جو و یونجه به کار برده شدند. گیاهچه¬ها طی یک دوره چهار ماهه با محلول غذایی فاقد پتاسیم تهیه شده به روش استیگنر و آب مقطر به ترتیب تغذیه و آبیاری شدند. پس از اتمام دوره کشت پارامترهای پتاسیم قابل جذب در بستر کشت، غلظت پتاسیم در ریشه و شاخساره، عملکرد و جذب پتاسیم در ریشه و شاخساره گیاهان اندازه¬گیری شد. بر اساس نتایج به¬دست آمده، با کاربرد رس حاوی اسمکتیت غالب در بستر گیاه جو و یونجه، پتاسیم قابل جذب در بستر کشت هر دو گیاه نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت که به نظر می¬رسد این کانی به عنوان یک کانی 2:1 نقش موثری در آزادسازی پتاسیم از کانی میکایی فلوگوپیت دارد. غلظت پتاسیم شاخساره گیاه جو با افزودن مقدار تیمار کاهش یافت که می¬تواند مربوط به رقابت کانی با ریشه گیاه در دستیابی به پتاسیم از میکای فلوگوپیت باشد، اما حضور این کانی در محیط تحت کشت گیاه یونجه طی طولانی مدت مانعی برای دستیابی به عنصر پتاسیم در این گیاه نداشت. استفاده از اسمکتیت در بستر کشت غلظت پتاسیم در ریشه دو گیاه جو و یونجه را نسبت به تیمار شاهد افزایش داد. این تیمار در بستر کشت گیاه جو اثر مشخصی بر وزن خشک ریشه و شاخساره گیاه نداشت اما وزن خشک ریشه و شاخساره را در گیاه یونجه افزایش داد. علاوه بر این، در گیاه جو جذب پتاسیم در شاخساره کاهش و در ریشه آن افزایش یافت اما در گیاه یونجه جذب پتاسیم هم در ریشه و هم در شاخساره افزایش پیدا کرد. با کاربرد رس حاوی پالیگورسکیت غالب در محیط کشت گیاه جو و یونجه پتاسیم قابل جذب در بستر دو گیاه نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت که احتمالا نشان می¬دهد این کانی نیز همانند اسمکتیت به عنوان یک کانی 2:1 نقش موثری در آزادسازی پتاسیم از کانی میکایی فلوگوپیت دارد. افزایش مقدار پالیگورسکیت در بستر غلظت پتاسیم شاخساره گیاه جو را افزایش داد اما بر غلظت پتاسیم ریشه این گیاه اثر معنی¬داری نداشت. وزن خشک ریشه و شاخساره و نیز جذب پتاسیم در ریشه و اندام هوایی این گیاه نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت. استفاده از تیمار دارای پالیگورسکیت غالب در بستر کشت یونجه غلظت پتاسیم ریشه و شاخساره، وزن گیاه و نیز جذب پتاسیم در ریشه و شاخساره این گیاه را نسبت به شاهد افزایش داد که این ازدیاد عمدتا ناشی از افزایش پتاسیم قابل جذب آزاد شده از کانی فلوگوپیت می¬باشد. کاربرد کانی 1:1 کائولینیت در بستر کشت گیاه جو اثری بر پتاسیم قابل جذب در بستر کشت این گیاه نداشت. لذا به نظر می¬رسد که افزایش مقدار این کانی نقش جدی در آزادسازی پتاسیم از کانی میکایی فلوگوپیت ندارد. افزایش مقدار کائولینیت در محیط کشت جو، غلظت پتاسیم شاخساره را در سطح 2 درصد به صورت معنی¬داری نسبت به تیمار شاهد افزایش داد اما اثر مشخصی بر غلظت پتاسیم ریشه این گیاه نداشت. علاوه بر این وزن خشک شاخساره و ریشه و نیز جذب پتاسیم در شاخساره و ریشه این گیاه با افزایش میزان کائولینیت افزایش یافت که احتمالا مربوط به بهبود خ

